عالَمِ آخرت

به دیوار تکیه نکن ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ... ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﮑﻦ، ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ... ﺗﻨﻬﺎ خدﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ...

عالَمِ آخرت

به دیوار تکیه نکن ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ... ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﮑﻦ، ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ... ﺗﻨﻬﺎ خدﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ...

عالَمِ آخرت

الهـــــی چه عزتی دارد
اینکه بنـــــده ی تو باشم
و چه فخــری بالاتر از اینکه
تو خـــــدای من باشی
تو آنگونه خدایی هستی که من دوســـــت دارم
پس از من آن بنده ای را بساز که
تــو دوســـــت داری...

بایگانی

۳۳ مطلب با موضوع «احادیث 5» ثبت شده است

هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام راجع به اشتقاق اسماء خدا پرسید، الله از چه مشتق است؟ فرمود: اى هشام الله مشتق از اله (پرستش شده) است و پرستش شده شایسته پرستشى لازم دارد، و نام غیر صاحب نام است کسیکه تنها نام را بدون صاحب نام پرستد کافر گشته و در حقیقت چیزى نپرستیده است و هر که نام و صاحب نام است را پرستد مشرک گشته و دو چیز پرستیده است و کسیکه صاحب نامرا پرستد نه نام را آنست یکتا پرستى، اى هشام فهمیدى؟ عرض کردم: توضیح بیشترى برایم دهید، فرمود: خدا را نود و نه نام است اگر نام همان صاحب نام باشد باید هر اسمى از آنها معبودى باشد، ولى خدا معنى (و ذات یگانه) ایستکه همه این اسماء بر او دلالت کند و همه غیر او باشند، اى هشام نان اسم خوردنی‏ست و آب اسم آشامیدنى و جامه اسم پوشیدنى و آتش اسم سوختنى، فهمیدى اى هشام بطوریکه بتوانى دفاع کنى و بر دشمنان ما که با خدا دیگرى را شریک گرفته‏ اند در مباحثه غلبه کنى؟ عرض کردم آرى، فرمود اى هشام خدایت به آن سود دهد و بر آن پا بر جایت دارد، هشام گوید: از زمانیکه از آن مجلس بر خاستم دیگر در بحث توحید کسى بر من غلبه نکرد.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 155 روایة: 2

احمدعلی بابادی

زرارة گوید از امام صادق علیه السلام راجع به حلال و حرام پرسیدم فرمود: حلال محمد همیشه تا روز قیامت حلال است و حرامش همیشه تا روز قیامت حرام، غیر حکم او حکمى نیست و جز او پیغمبرى نیاید و على علیه السلام فرمود هیچ کس بدعتى ننهاد جز آنکه به سبب آن سنتى را ترک کرد.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 75 روایة: 19

احمدعلی بابادی

امیرالمؤمنین علیه السلام در بعضى از سخنرانی هایش میفرمود: بدانید کسیکه از سخن ناحقیکه به او گویند از جا کنده شود عاقل نیست، و آنکه به ستایش نادان خرسند گردد حکیم نیست، مردم فرزند کارهاى نیکشانند و ارزش هر کس به اندازه کاریست که بخوبى انجام دهد، سخن علمى گوئید تا ارزشتان هویدا شود.



اصول کافى جلد 1 صفحه: 64 روایة: 14


احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام فرمود: منزلت مردم را به اندازه روایتى که از ما می‏کنند بشناسید. (هر که بیشتر و بهتر روایت کند مقامش بالاتر است).


اصول کافى جلد 1 ص :64 روایة: 13

احمدعلی بابادی

هشام گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: حق خدا بر مردمان چیست! فرمود اینکه آنچه دانند بگویند و از آنچه ندانند باز ایستند، چون چنین کنند حق خدا را به او پرداخته ‏اند. (از علم خود مضایقه نکنند و ندانسته چیزى نگویند).



اصول کافى جلد 1 ص :64 روایة: 12


احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام می‏فرمود: همه علم مردم را در چهار چیز یافتم: اول اینکه پروردگار خود را بشناسى. دوم اینکه بدانى با تو چه کرده (بخلقت موزون و حکیمانه ‏ات و نعمت عقل و حواس و ارسال رسل و انزال کتب پى ببرى) سوم اینکه بدانى او از تو چه خواسته است، چهارم اینکه بدانى چه چیز تو را از دینت خارج میکند (گناهان و موجبات شرک و ارتداد را بشناسى).


اصول کافى جلد 1 صفحه: 63 روایة: 11

احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام فرمود:چون عالم را دنیا دوست دیدید او را نسبت به دینتان متهم دانید (بدانید دینداریش حقیقى نیست) زیرا دوست هر چیزى گرد محبوبش می گردد، و فرمود خدا به داود وحى فرمود که: میان من و خودت عالم فریفته دنیا را واسطه قرار مده که ترا از راه دوستیم بگرداند زیرا که ایشان راهزنان بندگان جویاى منند، همانا کمتر کارى که با ایشان کنم اینستکه شیرینى مناجات مرا از دلشان بر کنم.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 58 روایة: 4
احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: هر که بدون بصیرت عمل کند مانند کسى است که بیراهه میرود هر چند شتاب کند از هدف دورتر گردد.


کتاب کافى جلد 1 ص :54 روایة: 1

احمدعلی بابادی

رسول خدا (ص) فرمود: با یکدیگر مذاکره و ملاقات و گفتگو کنید زیرا حدیث صیقل دلهاست همانا دلها مانند شمشیر زنگار میگیرد و صیقل آنها حدیث است.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 50 روایة: 8

احمدعلی بابادی

یکى از اصحاب گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که مردى آبله‏دار جنب شده بود او را غسل دادند و مرد، فرمود: او را کشتند! چرا نپرسیدند، همانا دواى نفهمى پرسش است.


اصول کافى جلد 1 ص :49 روایة: 1

احمدعلی بابادی

رسول خدا فرمود: همنشینى با اهل دین شرف دنیا و آخرتست. 


اصول کافى جلد 1 صفحه: 49 روایة: 4 

احمدعلی بابادی

 رسول خدا فرمود: حواریین به عیسى علیه السلام گفتند یا روح ‏الله با که بنشینیم فرمود: با کسیکه دیدارش شما را بیاد خدا اندازد و سخنش دانشتان را زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند.


اصول کافى جلد 1 ص :48 روایة: 3

احمدعلی بابادی

موسى بن جعفر علیهم االسلام فرمود: گفتگوى با عالم در خاکروبه بهتر از گفتگوى با جاهل است روى تشکها.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 48 روایة: 2

احمدعلی بابادی

امام فرماید: لقمان به پسرش گفت: پسر عزیزم همنشین را از روى بصیرت انتخاب کن. اگر دیدى گروهى خداى عزوجل را یاد مى‏کنند با ایشان بنشین که اگر تو عالم باشى علمت سودت بخشد و اگر جاهل باشى ترا بیاموزند و شاید خدا بر آنها سایه رحمت اندازد و ترا هم فرا گیرد. و چون دیدى گروهى بیاد خدا نیستند با آنها منشین زیرا اگر تو عالم باشى علمت سودت ندهد و اگر جاهل باشى نادانترت کنند و شاید خدا بر سرشان کیفرى آرد و ترا هم فرا گیرد.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 48 روایة: 1

احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام فرمود: مرگ هیچ کس نزد شیطان محبوب‏تر از مرگ عالم نیست.


6 اصول کافى جلد 1 ص :46 روایة: 1

احمدعلی بابادی

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اى طالب علم همانا عالم را سه علامت است: علم و خویشتندارى و خاموشى. و عالم نما را سه علامت است با نافرمانى نسبت به مافوق خود کشمکش کند و بوسیله چیرگى به زیر دست خود ستم کند. و از ستمکاران پشتیبانى نماید.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 45 روایة: 7

احمدعلی بابادی

امام علیه السلام از عیسى بن مریم نقل میکند که او گفت: اى گروه حواریون: مرا به شما حاجتى است، آن را برآورید: گفتند حاجتت رواست یا روح الله! پس برخاست و پاهاى ایشان را بشست، آنها گفتند: ما به شستن سزاورتر بودیم یا روح الله فرمود: همانا سزاروارترین مردم به خدمت نمودن عالم است من تا این اندازه تواضع کردم تا شما پس از من در میان مردم چون من تواضع کنید سپس عیسى علیه السلام فرمود: بناى حکمت بوسیله تواضع ساخته شود نه بوسیله تکبر چنانچه زراعت در زمین نرم میروید نه در کوه.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 45 روایة: 6

احمدعلی بابادی

امام رضا(ع) فرمود: از نشانه‏ هاى فهمیدن دین خویشتندارى و خاموشى است.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 45 روایة: 4

احمدعلی بابادی

حَفْصِ بْنِ غِیَاث گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود: هر که براى خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند و به دیگران بیاموزد در مقامهاى بلند آسمانها عظیمش خوانند و گویند: آموخت براى خدا، عمل کرد براى خدا، تعلیم داد براى خدا.


اصول کافى جلد 1 ص :43 روایة: 6

احمدعلی بابادی

امام چهارم علیه السلام فرمود: اگر مردم بدانند در طلب علم چه فایده‏ ایست آن را میطلبند اگر چه با ریختن خون دل و فرو رفتن در گردابها باشد. خداوند تبارک و تعالى به دانیال وحى فرمود که: منفورترین بندگان من نزد من نادانى است که حق علما را سبک شمرد و پیروى ایشان نکند و محبوبترین بندگانم پرهیزکارى است که طالب ثواب بزرگ و ملازم علماء و پیرو خویشتن‏داران و پذیرنده حکما باشد.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 43 روایة: 5

احمدعلی بابادی

حضرت باقر علیه السلام فرمود: هرکه به مردم درى از هدایت آموزد مثل پاداش ایشان دارد بدون اینکه از پاداش آنها چیزى کم شود و کسى که به مردم درى از گمراهى آموزد مثل گناه ایشان دارد بدون اینکه از گناه آنها چیزى کم شود.


اصول کافى جلد 1 ص :43 روایة: 4

احمدعلی بابادی

ابو بصیر گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام میفرمود: کسى که به دیگرى چیزى آموزد براى اوست مثل پاداش کسى که به آن عمل کند. عرض کردم: اگر باز به دیگرى آموزد همین پاداش براى او هست؟ فرمود: اگر به همه مردم بیاموزد همان ثواب درباره او جارى است، گفتم: اگر چه معلم بمیرد فرمود: اگر چه بمیرد.


اصول کافى جلد 1 ص :42 روایة: 3

احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام فرمود: مردم سه دسته‏ اند دانشمند و دانشجو و خاشاک روى آب (که هر لحظه آبش به جانبى برد مانند مردمى که چون تعمق دینى ندارند هر روز به کیشى گروند و دنبال صدایى برآیند).


اصول کافى جلد 1 صفحه: 41 روایة: 2

احمدعلی بابادی

امیر مؤمنان علیه السلام میفرمود: پس از رسول خدا (ص) مردم به سه جانب روى آورند: 1- به عالمى که رهبرى خدایى داشت و خدا او را به آنچه میدانست از علم دیگران بی‏نیاز ساخته بود (قطعا این عالم خود آن حضرت بود و آن مردم سلمان و مقداد و ابوذر و امثال آنها) 2- به نادانى که مدعى علم بود و علم نداشت، به آنچه در دست داشت مغرور بود، دنیا او را فریفته بود و او دیگران را. 3- به دانش آموزى که دانش خود را از عالمى که در راه هدایت خدا و نجات گام برداشته پس آنکه ادعا کرد هلاکت شد و آنکه دروغ بست نومید گشت.


اصول کافى جلد 1 ص :41 روایة: 1

احمدعلی بابادی

معاویه بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردى است که از شما روایت بسیار نقل کند و میان مردم انتشار دهد و آن را در دل مردم و دل شیعیانتان استوار کند و شاید عابدى از شیعیان شما باشد که در روایت چون او نباشد کدامیک بهترند؟ فرمود: آنکه احادیث ما را روایت کند و دلهاى شیعیانمان را استوار سازد از هزارعابد بهتر است.


اصول کافى جلد 1 ص :40 روایة: 9

احمدعلی بابادی

 امام باقر علیه السلام فرمود: عالمى که از علمش بهره برد (یا بهره برند) بهتر از هفتاد هزار عابد است.


اصول کافى جلد 1 ص: 40 روایة: 8



احمدعلی بابادی

حضرت صادق علیه السلام به بشیر فرمود: هر یک از اصحاب ما که فهم دین ندارد خیرى ندارد، اى بشیر هر مردى از ایشان که از نظر فهم دین بی‏نیاز نباشد به دیگران نیاز پیدا میکند و چون به آنها نیازمند شد او را در گمراهى خویش وارد کنند و او نفهمد.


اصول کافى جلد 1 ص :40 روایة: 6

احمدعلی بابادی

امام باقر علیه السلام فرمود: کمال انسان و نهایت کمالش دانشمند شدن در دین و صبر در بلا و اقتصاد در زندگى است.


اصول کافى جلد 1 ص :39 روایة: 4

احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام فرمود: چون خدا خیر بنده‏اى خواهد او را در دین دانشمند کند.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 39 روایة: 3

احمدعلی بابادی

امام صادق علیه السلام فرمود: مى‏خواهم با تازیانه بر سر اصحابم بزنند تا دین را خوب به فهمند.


اصول کافى جلد 1 ص :36 روایة: 8

احمدعلی بابادی

مفضل گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‏فرمود: بر شما باد که در دین خدا دانشمند شوید و صحراگرد نباشید زیرا آنکه در دین خدا دانشمند نشود خدا روز قیامت به او توجه نکند و کردارش را پاکیزه نشمارد.


اصول کافى جلد 1 ص :36 روایة: 7

احمدعلی بابادی

على بن أبى حمزه گوید شنیدم که حضرت صادق علیه السلام می‏فرمود دین را خوب بفهمید زیرا هر که دین را خوب نفهمد مانند صحراگرد است. خداوند در کتابش می‏فرماید (سوره التوبه آیه 122) تا در امر دین دانش اندوزند و چون بازگشتند قوم خود را بیم دهند شاید آنها بترسند.


اصول کافى جلد 1 صفحه: 36 روایة: 6

احمدعلی بابادی

امیر المؤمنین علیه السلام می‏فرمود: اى مردم بدانید کمال دین طلب علم و عمل بدانست، بدانید که طلب علم بر شما از طلب مال لازم‏تر است زیرا مال براى شما قسمت و تضمین شده. عادلى (که خداست) آنرا بین شما قسمت کرده و تضمین نموده و به شما میرساند ولى علم نزد اهلش نگهداشته شده و شما مأمورید که آنرا از اهلش طلب کنید، پس آنرا بخواهید.


کتاب کافى جلد 1 ص :35 روایة: 4

احمدعلی بابادی