عالَمِ آخرت

به دیوار تکیه نکن ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ... ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﮑﻦ، ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ... ﺗﻨﻬﺎ خدﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ...

عالَمِ آخرت

به دیوار تکیه نکن ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ... ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﮑﻦ، ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ... ﺗﻨﻬﺎ خدﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ...

عالَمِ آخرت

الهـــــی چه عزتی دارد
اینکه بنـــــده ی تو باشم
و چه فخــری بالاتر از اینکه
تو خـــــدای من باشی
تو آنگونه خدایی هستی که من دوســـــت دارم
پس از من آن بنده ای را بساز که
تــو دوســـــت داری...

بایگانی

۴۰ مطلب با موضوع «نماز5» ثبت شده است

نشانه قبولی نماز

قال الصادق - علیه السلام - : 

من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته من الفحشاء و المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه ؛ 

هرکس دوست دارد بداند نمازش قبول شد یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته ، به همان اندازه نمازش قبول شده است . 

(بحارالانوار ، ج 82 ، ص 198)

احمدعلی بابادی

حضور قلب کامل امام سجاد (ع ) در نماز

عن ابی عبدالله - علیه السلام - قال : 

کان ابی یقول کان علی بن الحسین - علیه السلام - اذا قام الی الصلوة ، کانه ساق شجر لایتحرک منه شی ء الا ما حرکت الریح منه ؛ 

امام سجاد (ع ) وقتی به نماز می ایستاد ، گویی شاخه درخت بود که جز آن چه باد از او به حرکت درآورد چیزی از او تکان نخورد . 

(فروع کافی ، ج 3 ، ص 300 ، حدیث 4)


احمدعلی بابادی

خشوع امام سجاد (ع ) در نماز

عن ابی عبدالله - علیه السلام - قال : 

کان علی بن الحسین - علیهماالسلام - اذا قام الی الصلاة ، تغیر لونه . فاذا سجد لم یرفع راءسه حتی یرفض عرقا ؛ 

امام سجاد (ع ) وقتی به نماز می ایستاد رنگش دگرگون می شد و چون به سجده می رفت سربر نمی داشت تا آن که عرق از وی می ریخت . 

(فروع کافی ، ج 3 ، ص 300)

احمدعلی بابادی

خشوع امام حسن (ع ) در نماز

قال الصادق - علیه السلام - : 

ان الحسن بن علی - علیه السلام - کان اذا قام فی صلاته ترتعد فرائضه بین یدی ربه - عز و جل - و کان اذا ذکر الجنة و النار اضطرب اضطراب السلیم ؛ 

وقتی امام حسن مجتبی (ع ) به نماز می ایستاد ، تن مبارک حضرتش در مقابل پروردگار می لرزید و هرگاه یاد بهشت و جهنم می نمود ، چون مار گزیده مضطرب و پریشان می شد و به خود می پیچید . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 258 . میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 382)

احمدعلی بابادی

خوف حضرت فاطمه (س ) در نماز

کانت فاطمه - علیهاالسلام - تنهج فی الصلاة فی خیفة الله تعالی ؛ 

فاطمه زهرا (س ) در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره می افتاد . 

(بحارالانوار ، ج 85 ، ص 258 . میزان الحکمة ، ج 5 ، ص 382)

احمدعلی بابادی

خشوع امیرالمؤ منین (ع ) در نماز

قال الصادق - علیه السلام - : 

و کان علی - علیه السلام - اذا قام الی الصلوة فقال : (وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض ) تغیر لونه حتی یعرف ذلک فی وجهه ؛ 

هنگامی که علی (ع ) به نماز می ایستاد ، این آیه شریفه را می خواند : (رو می آورم با تمام وجودم به کسی که آسمانها و زمین را آفرید) و رنگ مبارک حضرتش تغییر می کرد ، به طوری که تغییر حالت و دگرگونی از صورت مبارکش به خوبی مشاهده می گشت . 

(میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 381)

احمدعلی بابادی

خضوع رسول خدا (ص ) در نماز

روی ان النبی - صلی الله علیه وآله - کان اذا قام الی الصلوة کانه ثوب ملقی ؛ 

پیامبر اسلام (ص ) هر وقت به نماز می ایستاد ، گویا جامه ای پهن شده بر روی زمین بود . 

(میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 381 . بحار ، ج 84 ، ص 248)

احمدعلی بابادی

حضور قلب ، شرط قبولی نماز

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

لایقبل الله صلاة امری ء لایحضر فیها قلبه ؛ 

خداوند نمازی را که در آن حضور قلب نباشد نمی پذیرد . 

(مستدرک الوسائل ، ج 3 ، ص 59)

احمدعلی بابادی

قبولی نماز با حضور قلب 

قال زین العابدین - علیه السلام - : 

ان العبد لایقبل من صلاته الا ما اقبل علیه منها بقلبه ؛ 

به درستی که نماز انسان قبول نمی شود ، مگر دلش در حال نماز پیش خداوند باشد . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 237)

احمدعلی بابادی

نماز با وداع

قال الصادق - علیه السلام - : 

اذا صلیت ، صلاة مودع یخاف ان لایعود الیها ابدا 


وقتی که مشغول نماز می شوی ، مثل کسی که وداع کند با نماز وترس آن دارد که دیگر به آن نرسد 

(وسائل الشیعه ، ج 4 ، ص 685)

احمدعلی بابادی

آداب حضور قلب 

و عن فقه الرضا - علیه السلام - : 

فاذا اردت ان تقوم الی الصلوة ، فلا تقم الیها متکاسلا و لامتناعسا و لا مستعجلا و لامتلاهیا ؛ ولکن تاتیها علی السکون و الوقار و التودة و علیک بالخشوع و الخضوع متواضعا لله - عز و جل - متخاشعا ؛ علیک الخشیة و سیماء الخوف راجیا خائفا بالطمانینة علی الوجل و الحذر ؛ فقف بین یدیه کالعبد الابق المذنب بین یدی مولاه . فصف قدمیک ، و انصب نفسک ؛ و لاتلتفت یمینا و شمالا ؛ و تحسب کانک تراه ؛ فان لم تکن تراه ، فانه یراک . . . ؛ 

چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت ، خواب آلودگی ، شتاب و لهو و بازی مایست ؛ بلکه با آرامش و وقار نماز را به جای آور . و بر تو باد که (در نماز) خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را بر خود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستاده باشی و پیوسته نگران و محترز باشی . پس ، بسان بنده ای گریخته و گنهکار که (بازگشته ) در محضر مولایش ایستاده ، در پیشگاه خدا بایست ؛ پاهای خود را کنار هم نه و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ روی مگردان ؛ و چنین بدان که گویی خدا را می بینی ؛ که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند . . . . 

(مستدرک الوسائل ، کتاب الصلوة ، باب 1 ، حدیث 7)

احمدعلی بابادی

نماز بدون حضور قلب 

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

لاینظر الله الی الصلوة لایحضر الرجل فیها قلبه مع بدنه ؛ 

خداوند نمازی را که در آن حضور قلب نباشد ، نظر نخواهد کرد . 

(اسرارالصلوة ، ص 118)

احمدعلی بابادی

آگاهی از نماز

قال الصادق - علیه السلام - : 

لو یعلم هذا المصلی ما فی الصلاة ما انفتل ؛ 

اگر نمازگزار بداند در نماز چه چیزی است ، هیچگاه التفاتی و توجهی به چیزی نخواهد داشت . 

(وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 21)

احمدعلی بابادی

تعقل در نماز

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

انما یکتب للعبد من صلاته ما عقل منها ؛ 

از نماز بنده آن مقداری را که تعقل کرده ، برایش نوشته می شود . 

(محجة البیضاء ، ج 1 ، ص 398)

احمدعلی بابادی

نماز با تفکر

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

رکعتان خفیفتان فی تفکر خیر من قیام لیلة ؛ 

دو رکعت نماز سبک ، در صورتی که همراه با تفکر و اندیشه باشد ، بهتر ازعبادت سراسر یک شب است . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 240 . میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 391)

احمدعلی بابادی

موانع حضور قلب 

قال علی - علیه السلام - : 

لا یقومن احدکم فی الصلاة متکاسلا و لا ناعسا و لا یفکرن فی نفسه فانه بین یدی ربه و انما للعبد من صلاته ما اقبل علیه منها بقلبه ؛ 

در حال کسالت و چرت زدن نماز نخوانید و در حال نماز به فکر خودتان نباشید ، زیرادر محضر خدا ایستاده اید ، به درستی که آن مقدار از نماز بنده قبول می شود که قلبا به خدا توجه داشته باشد . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 239 . وسائل الشیعه ، ج 4 ، ص 687)

احمدعلی بابادی

فقط یاد خدا در حال نماز

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

من صلی صلوة لایذکر فیها شیئا من امر الدنیا ، لا یسئل الله شیئا ، الا اعطاه ؛ 

کسی که نماز می خواند ، در حال نماز هیچ چیز از امور دنیایی به یادش نیاید (فقط خداوند در نظرش باشد) ، در این صورت هر چیزی از خداوند بخواهد ، به او عطا می کند . 

(مستدرک الوسائل ، ج 1 ، ص 265)

احمدعلی بابادی

بازی در حال نماز

فی حدیث وصیة النبی - صلی الله علیه وآله - لعلی - علیه السلام - : 

یا علی !کره الله - عزوجل - لامتی العبث فی الصلوة ؛ 

رسول خدا (ص ) در وصیتی به علی (ع ) فرمود : یا علی !خداوند از امت من که در حال نماز بازی می کنند ، کراهت دارد . 

(جامع احادیث الشیعه ، ج 5 ، ص 47)

احمدعلی بابادی

نماز ناقص 

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

من لم یتم وضوئه و رکوعه و خشوعه ، فصلوته خداج یعنی ناقصة غیر تامة ؛ 

کسی که وضو و رکوع و خشوعش در نماز کامل نیست ، نمازش (خداج ) است ، یعنی ناقص است و تمام نیست . 

(جامع احادیث الشیعه ، ج 4 ، ص 44)


احمدعلی بابادی

خاشع بودن قلب و جوارح

قال علی - علیه السلام - : 

لیخشع الرجل فی صلوته فانه من خشع قلبه الله - عز و جل - خشعت جوارحه فلا یعبث بشی ء فی الصلوة ؛ 

مرد باید در نماز خود خاشع باشد ، پس وقتی قلبش برای خدا خاشع شد ، اعضاء و جوارحش نیز خاشع است ، با چیزی (در حال نماز) بازی نمی کند . 

(جامع احادیث الشیعه ، ج 5 ، ص 37)

احمدعلی بابادی

آداب حضور قلب 

قال الباقر - علیه السلام - : 

علیک بالاقبال علی صلاتک فانما یحسب لک منها ما اقبلت علیه منها بقلبک و لا تعبث فیها بیدیک و لا براسک و لا بلحیتک و لا تحدث نفسک و لا تتثاءب و لا تتمطا و لا تکفر . . . ؛ 

بر تو باد توجه کامل به نمازت ، پس همانا ، آن مقدار که در نماز حضور قلب داشته باشی ، حساب می شود ، در نماز با دست و سر و ریش خویش بازی مکن ، و در نماز با خودت صحبت نکن و خمیازه نکش . . . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 201)

احمدعلی بابادی

قلب ، فقط متوجه خدا

قال الصادق - علیه السلام - : 

و انی لاحب للرجل منکم المومن اذا قام فی صلاة فریضة ان یقبل بقلبه الی الله و لایشغل قلبه بامر الدنیا ، فلیس من مومن یقبل بقلبه فی صلاته الی الله اقبل الله الیه بوجهه و اقبل بقلوب المؤ منین الیه بالمحبة له بعد حب الله - عز و جل - ایاه ؛ 

به درستی من مؤ منی از شما را دوست دارم که وقتی به نماز واجب می ایستد با قلبش به سوی خدا متوجه گردد و قلب خود را در حال نماز به دنیا مشغول نسازد ، پس هیچ مؤ منی نیست که با قلب خود در نمازش به سوی الله برود ، مگر این که خداوند با همه الطافش به او رو می آورد و بعد از آن قلوب همه مومنین هم از راه راءفت و مهربانی به سوی او رو می آورند . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 240 . وسائل الشیعه ، ج 4 ، ص 686 . ثواب الاعمال ، ص 163)

احمدعلی بابادی

آفات توجه قلب به غیر خدا

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

لاتلتفتوا فی صلاتکم فانه لاصلاة لملتفت و قال - صلی الله علیه وآله - : اما یخاف الذی یحوله وجهه فی الصلاة ان یحول الله وجهه وجه حمار ؛ 

در حال نماز به کسی یا چیزی توجه نداشته باشید ، پس به درستی که نماز این طور کامل نیست ، و همچنین فرمود : آیا نمی ترسد آن کس که صورتش را در نماز به طرف چیزی بر می گرداند خداوند صورتش را همچون حمار قرار دهد . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 211)

احمدعلی بابادی

نگاه به اطراف در حال نماز

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

من عرف من علی یمینه و شماله متعمدا فی الصلوة فلا صلوة له ؛ 

هرکس در نماز ، عمدا آن چه را که در جانب راست و چپ است بشناسد نماز او نماز نیست ، (یعنی نماز او کامل نخواهد بود) . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 320)

احمدعلی بابادی

نماز با توجه

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

رکعة من عالم بالله خیر من الف رکعة من متجاهل ؛ 

یک رکعت نماز کسی که متوجه خدا باشد ، بهتر از هزار رکعت کسی است که از خدا غافل باشد . 

(نهج الفصاحه ، ص 350)

احمدعلی بابادی

ثمره توجه به جایگاه نماز

قال الامام - علیه السلام - : 

اذا توجه المؤ من الی مصلاه لیصلی قال الله - عزو جل - لملائکته یا ملائکتی الا ترون الی عبدی ؟ هذا قد انقطع عن جمیع الخلائق الی ، و امل رحمتی و جودی و رافتی ؛ اشهدکم انی اخصه برحمتی و کراماتی ؛ 

وقتی مومن به خاطر نماز متوجه مصلای خود می شود ، خدای عز و جل به ملائکه خود می گوید : ای ملائکه من آیا به سوی بنده من نگاه نمی کنید ؟ که از جمیع خلایق بریده و به سوی من توجه نموده و آرزوی رحمت وجود و راءفت مرا دارد ، شما (ملائکه ) را شاهد می گیرم که رحمت و کرامتم را مخصوص او قرار دادم . 

(بحارالانوار ، ج 82 ، ص 221)

احمدعلی بابادی

نماز وداع

قال علی - علیه السلام - : 

اذا قام احدکم الی الصلوة فلیصل صلوة مودع ؛ 

هرگاه یکی از شما به نماز ایستد ، باید مانند کسی که با نماز وداع می کند ، نماز بخواند

(غررالحکم ، ص 129)

احمدعلی بابادی

دو رکعت با حضور قلب 

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

من صلی رکعتین و لم یحدث فیهما نفسه بشی ء من امور الدنیا غفر الله له ذنوبه ؛ 

کسی که دو رکعت نماز بخواند و در آن دو رکعت ، قلب خود را به چیزی از امور دنیا مشغول نکند ، خداوند گناهانش را می آمرزد . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 249)

احمدعلی بابادی

مانع خشوع

رای النبی - صلی الله علیه وآله - رجلا یعبث بلحیته فی صلاته فقال : (اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارجه ) ؛ 

پیامبر اکرم (ص ) دیدند مردی در حال نماز با ریش خود بازی می کند ، فرمودند : (اگر قلب او خشوع می داشت قطعا همه اعضایش نیز خاشع می بود . )

(میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 386 . بحارالانوار ، ج 84 ، ص 228)

احمدعلی بابادی

دو رکعت نماز آگاهانه

قال الصادق - علیه السلام - : 

من صلی رکعتین یعلم ما یقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله ذنب ؛ 

کسی که آگاهانه و با توجه به مفاهیم ، دو رکعت نماز بخواند ، در حالی نمازش را به پایان می برد که میان او و خدایش هیچ گناهی نمانده است . 

(میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 391 . وسائل الشیعه ، ج 4 ، ص 687)

احمدعلی بابادی

نماز و تفکر و حضور قلب

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

رکعتان مقتصدتان فی تفکر خیر من قیام لیلة و القلب لاه ؛ 

دو رکعت نماز همراه با تفکر و حضور قلب ارزشمندتر از یک شب زنده داری با دل سرگردان و بدون توجه است . 

(میزان الحکمه ، ج 5 ، ص 390 . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 82 . مکارم الاخلاق ، ص 465)

احمدعلی بابادی

چطور نماز بخوانیم؟

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

صل صلوة مودع تری انک لاتصلی بعد ما صلوة ابدا ؛ 

آن چنان نماز بگزار که گویی آخرین نماز توست و دیگر هرگز نمازی نخواهی خواند . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 264)

احمدعلی بابادی

حواس پرتی در نماز توسط شیطان

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

ان العبد اذا اشتغل بالصلاة و جاءه الشیطان و قال له : اذکر کذا اذکر کذا حتی یضل الرجل ان یدری کم صلی ؛ 

نمازگزار وقتی مشغول نماز است ، شیطان به سراغش می آید و به او می گوید : این را به یاد بیاور ، آن را یاد بیاور تا این که انسان را گمراه کند و فراموش کند که چند رکعت نماز خوانده است . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 259)

احمدعلی بابادی

محبت خداوند و محبت مؤ منین در دل

قال الصادق - علیه السلام - : 

لیس من مومن یقبل بقلبه فی صلوته الی الله الا اقبل الله الیه بوجهه و اقبل بقلوب المومنین الیه بالمحبة له بعد حب الله - عز و جل - ایاه ؛ 

مؤ منی نیست که در نمازش با حضور قلب به خداوند توجه کند ، مگر این که خداوند به او رو می کند ، و بعد از محبت خداوند عز و جل در دل ، قلوب مؤ منین را به سوی او متوجه می کند . 

(مستدرک الوسائل ، ج 1 ، ص 265)

احمدعلی بابادی

حضور قلب 

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قلبه الی الله تعالی انصرف کیوم ولدته امه ؛ 

هنگامی که انسان برای نماز می ایستد ، اگر همه توجه اش و قلبش به سوی خدا باشد ، در حالی نمازش تمام می شود ، که مثل روزی است که پاک به دنیا آمده . 

(محجة البیضاء ، ج 1 ، ص 382)

احمدعلی بابادی

حضور در عبادت 

قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - : 

اعبد الله کانک تراه فان کنت لاتراه فانه یراک ؛ 

عبادت کن خداوند تعالی را ، چنانچه گویا او را می بینی ، و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند . 

(نهج الفصاحه ، ص 65 . سرالصلوة ، ص 26 . مکارم الاخلاق ، ص 459)

احمدعلی بابادی

خشوع در نماز چیست ؟ 

سئل النبی - صلی الله علیه وآله - : 

ما الخشوع ؟ قال : التواضع فی الصلاة و ان یقبل العبد بقلبه کله علی ربه . . . . ؛ 

از پیامبر اکرم (ص ) سؤ ال شد : خشوع چیست ؟ فرمود : فروتنی و خاکساری در نماز و اینکه بنده با تمام قلبش به سوی خدا برود . . . . 

(بحارالانوار ، ج 84 ، ص 264)

احمدعلی بابادی

نماز و رستگاری 

قد افلح المؤ منون ، الذینهم فی صلاتهم خاشعون ؛ 

مؤ منان رستگار شدند ، آنها که درنمازشان خاشع هستند . 

(سوره مؤ منون ، آیات 1 و 2)

احمدعلی بابادی

اثرات سجده حقیقی 

عن مصباح الشریعة ، قال الصادق - علیه السلام - : 

ما خسر و الله من اتی بحقیقة السجود و لو کان فی العمر مرة واحدة . و ما افلح من خلا بربه فی مثل ذلک الحال تشبیها بمخادع نفسه غافلا لاهیا عما اعده الله للساجدین من انس العاجل و راحة الاجل . و لا بعد عن الله ابدا من احسن تقربه فی السجود . و لا قرب الیه ابدا من اساء ادبه و ضیع حرمته بتعلق قلبه بسواه فی حال سجوده . فاسجد سجود متواضع لله تعالی ذلیل ، علم انه خلق من تراب یطاه الخلق . و انه اتخذک من نطفة یستقذرها کل احد ؛ و کون و لم یکن . و قد جعل الله معنی السجود سبب التقرب الیه بالقلب و السر و الروح فمن قرب منه بعد من غیره ؛ الاتری فی الظاهر انه لا یستوی حال السجود الا بالتواری عن جمیع الاشیاء و الاحتجاب عن کل ما تراه العیون ؟ کذلک امر الباطن . فمن کان قلبه متعلقا فی صلوته بشی ء دون الله تعالی ، فهو قریب من ذلک الشی ء بعید عن حقیقة ما اراد الله منه فی صلوته . قال الله - عز و جل - : (ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه ) . و قال رسول الله - صلی الله علیه وآله - قال الله تعالی : لا اطلع علی قلب عبد فاعلم فیه حب الاخلاص لطاعتی لوجهی و ابتغاء مرضاتی ، الا لولیت تقویمه و سیاسته . و من اشتغل بغیری فهو من المستهزئین بنفسه ؛ و مکتوب اسمه فی دیوان الخاسرین ؛ 

به خدا سوگند!آن کس که هر چند یک بار در تمام عمر ، حقیقت سجده را به جای آورد ، زیان نبرد ؛ و آن کس که همانند کسی که خود را می فریبد ، با حالت غفلت و بازیچه گرفتن آن چه خدا برای سجده کنندگان فراهم نموده است ، یعنی انس (با او) در حال (دنیا) ، و راحت و آسایش در آینده (آخرت ) ، با پروردگار خود خلوت کند ، رستگار نشد . و کسی که در سجده به خدا نیکو تقرب جست ، از خدا دور نشد . و کسی که به خدا سوء ادب کرد و با دلبستگی به غیر او در سجده ، حرمت او را از بین برد ، به مقام قرب او نرسد ؛ پس سجده کن (همانند) سجده کسی که در برابر خداوند تعالی متواضع و خوار است و می داند که از خاکی آفریده شده که خلق بر آن پا می نهند و خدا او را از نطفه ای که همه آن را کثیف و نجس می دانند آفریده ؛ و می داند که نبود ، و (به دست آفریدگار) به وجود آمد . و همانا خداوند معنای (حقیقت ) سجده را سبب نزدیکی جستن به او با قلب و باطن و جان قرار داد ؛ پس کسی که به او نزدیک شود ، از غیر او دور گردد . آیا نمی بینی که در ظاهر سجده شکل نمی گیرد مگر با آن که همه چیز از نظرت پنهان گردد و هر چه دیدگان می بینند از تو محجوب شود ؟ همچنین است امر باطن ؛ پس هر کس در نماز ؛ دلبستگی به چیزی جز خدا داشته باشد ، به همان چیز نزدیک ، و از حقیقت آن چه خداوند در نماز او از او خواسته ، دور است . خداوند عز و جل فرموده است : (خداوند برای احدی دو قلب در باطنش قرار نداده است ) . و رسول الله (ص ) فرمود : (خداوند تعالی فرموده است : بر قلب بنده ای واقف نشوم که در آن حب طاعت مخلصانه برای من و جهت کسب رضای من بدانم (بیابم ) ، مگر آن که (خود) تنظیم و تدبیر امور او را متصدی شوم . و هر کس به غیر من دل مشغول دارد از آنهاست که خویشتن را به مسخره گرفته اند ، و نامش در دفتر زیانکاران نوشته و ثبت است . 

(مصباح الشریعه ، باب 16 . بحارالانوار ، ج 82 ، ص 136)

احمدعلی بابادی

فلسفه رکوع

عن مصباح الشریعة ، قال الصادق - علیه السلام - : 

لایرکع عبدالله رکوعا علی الحقیقة ، الا زینة الله تعالی بنور بهائه و اظله فی ظلال کبریائه و کساه کسوة اصفیائه . و الرکوع اول و السجودثان ، فمن اتی بمعنی الاول صلح للثانی . و فی الرکوع ادب و فی السجود قرب ، و من لایحسن الادب لایصلح للقرب . فارکع رکوع خاضع لله بقلبه متذلل وجل تحت سلطانه ؛ خافض له بجوارحه خفض خائف حزن علی ما یفوته من فائدة الراکعین . و حکی ان الربیع ابن خثیم کان یسهر باللیل الی الفجر فی رکعة واحدة ؛ فاذا هو اصبح رفع (خ ل : تزفر) و قال : اه !سبق المخلصون و قطع بنا . و استوف رکوعک باستواء ظهرک ، و انحط عن همتک فی القیام بخدمته الا بعونه ، و فر بالقلب من وساوس الشیطان و خدائعه و مکائدة ؛ فان الله تعالی یرفع عباده بقدر تواضعهم له و یهدیهم الی اصول التواضع و الخضوع بقدر اطلاع عظمته علی سرائرهم ؛ 

از کتاب مصباح الشریعه نقل است که امام صادق (ع ) فرمود : هیچ بنده ای برای خدا به حقیقت رکوع نکند مگر آن که خداوند تعالی او را به نور جمال خویش بیاراید و در سایه کبریایش درآورد و جامه برگزیدگانش بپوشاند . رکوع (مرحله ) اول است و سجود (مرحله ) دوم ؛ هرکس معنی و حقیقت اولی را به جای آورد ، شایستگی دومی را یافته است . در ‌‌‌ادب (عبودیت ) است و در سجود قرب (به معبود) است ؛ و کسی که به نیکی ، ادب نگزارد ، قربت را نشاید . پس رکوع کن همانند رکوع کسی که قلبا خاضع برای خداست و تحت سلطه او ذلیل و بیمناک می باشد ؛ و چون راکعی از بیم و اندوه از دست دادن بهره راکعان (حقیقی ) تن فرود آورد ، اعضای خود را فرود بیاور . و از ربیع بن خثیم حکایت شده است که با یک رکوع شب را به صبح می رساند و چون به صبح میرسید (صبح می کرد) قامت راست می کرد (نسخه : ناله می کرد) و می گفت : (آه !مخلصان پیشی گرفتند و ما از راه ماندیم ) . و رکوع خود را کامل انجام ده به اینکه پشت خود را هموار کنی ؛ و از این (پندار) که به (قدرت و) همت خود به خدمت او قیام کنی فرود آی (که این امکان ندارد) جز به یاری او . و قلب را از وسوسه های شیطان و فریبها و نیرنگهایش فراری ده که خداوند تعالی بندگان خود را به میزانی که در برابر او کرنش کنند بلند می کند ؛ و آنان را به هر اندازه که عظمتش بر باطنهایشان پرتو افکنده ، به حقیقت فروتنی و کرنش (در برابرخود) هدایت می فرماید . 

(مصباح الشریعه ، باب 15 . بحارالانوار ، ج 82 ، ص 108)

احمدعلی بابادی